این واژه ها عطر پرنده می دهد...

نه شبیه کودکی ام بود

نه غریب با بلوغ شرقی ام

چشم هایش بی فروغ تر ازمن بود.

در من زنی بود

 که هیچ کسی شبیه اش نمی توانست باشد...

موهای شب رنگش را

نیمروز تاعصرکوتاه و کوتاه و کوتاه کرد

با قایقی کاغذی،

و ساعت مچی بی عقربه

با یک پاکت باز نشده ی سیگار

عصرگاه، از پیراهن پاییز ،

به سینه ی بازسرما پناه برد.

 

نوشته شده در ٢٦ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط leila.ranjbaran نظرات ()


Design By : Pichak