این واژه ها عطر پرنده می دهد...

به عطر خاکستری پرنده نگاه کن!
سفر را بهانه کن
پرواز کن تا بی بازگشت یک رویا.
چشم هایت را ببند...
به ضیافت آیینه و باران وپنجره بیا
به بهانه ی یک کاسه نذری باران!
لب پنجره بیا
 تا ناشیانه از عبور فصلها، بگذریم.
تا دورِ دورِ دوردست ،
تا حوالی نزدیکی ها
تا سبزینه گی حرفهای پنهانی
تا شوقی خیس ...
سفر را بهانه کن
و به اندازه ی اندوه خاکستری ام ،
 پرنــــــــــــده باش...

نوشته شده در ٢٦ فروردین ۱۳٩۳ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ توسط leila.ranjbaran نظرات ()


Design By : Pichak