این واژه ها عطر پرنده می دهد...

دختر با چشم های نم خیز

گیتارناک،

سقف

دیوار

سطرها رامی نوازد

 

 

 

زیتون وار جنگل را 

زار می زند

وبهار، رنجِ هزار شاخه را،

در خون زارِ نارنجستان

تقسیم می کند.

 

بی نت،

زار می زند

دست هایی که گلهای  گیتار را

به صندوقِ سیاه کوک زده...

 

فواره ای فرو پاشیده

خمیازه ای جهیده به رویا

پنجرها به درد گشوده

  با آواز زخم ناک چنگ

 

باغی به شب نیست

 چشم هایت را ، رنگ ِخواب بزن !

مرگ لنگر انداخته

بر رودخانه ای که چشمهای دختر عبور می کند

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ توسط leila.ranjbaran نظرات ()


Design By : Pichak