این واژه ها عطر پرنده می دهد...

به دیدنم که می‌آیی برایم مدادی آبی بیاور


می‌خواهم تا جایی که پا‌هایم می‌کشند


موج موج دریا بکشم…

 

تا جایی که دستم می‌رسد


دست به دست آسمان بدهم


هی دریا دریا


ماهی… ماه… ما بکشم


هی آسمان آسمان


پرنده… پرند… پر… بکشم


تا جغرافیای دفترم لبالب از تمام آبی‌ها…


تا مداد آبی‌ام تمام شود!

دست تو را در دستم قلاب کنم


دور تمام سرزمین کاغذی هی بچرخیم بچرخیم بچرخیم…
عطرناک از عطر پرنده،


آبی فام از پولک ماهی

بعد تور ماهیگیرای‌ات را روی دفترم باز کنی

هر چقدر دوست داری ماهی بگیری

هر چقدر دوست داری پرنده بگیری


و هیچوقت ندانی

 

که این ماهی… آن پرنده… منم!

 


نوشته شده در ٢٢ خرداد ۱۳٩٤ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط leila.ranjbaran نظرات ()


Design By : Pichak