این واژه ها عطر پرنده می دهد...

آغشته کن!

بند بند کلمات را

به عطر چسبان جوهر و آغوش سطر

گیجی باغ را استشمام کن

تراشه ای از آواز را در هلال ناخن هایم

تماشا کن!

 

چون شب از پیراهن درخت می خزی

به سمت آغاز دست ها و ریشه ی ترانه

چمبره می زنی میان کومه ی چشم هایم

لب های تو زخمی ترانه اند

ودست های من زخمه ی ساز

 

 

آغشته کن!

شانه هایت را

 به باغ های معلق شانه هاو گیسوانم

آوازصدای تو

 معابری گَنگ،

در شب گُنگ است

 

آغشته به شعر!

سکوت تو امتداد بیراهه هاست

از ادامه ی بی تو می هراسم

کنج دنج ترانه خانه پناهم بده

 

نوشته شده در ۱ تیر ۱۳٩٤ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط leila.ranjbaran نظرات ()


Design By : Pichak