/ 12 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

سلام.هین مکن فردا که فرداها گذشت!از طریق حافظ شناسی آشنا شدم.قربونت.شاد باشی

سها

به نام خدا سلامی به گرمی دست های مادربزرگ لیلای نازنینم منتظریم .......................... فدایت...سالم وموفق باشین[قلب][گل]

حسین سعیدی

سلام شاعر ِ سرمشقهای تازه ...وچقدر دلتنگ سرمشقی تازه ام. بسیار زیبا آفریده ای قلمت نویسا باد

رضای...تنها

سلام بر شما فکر نکنید من دوستان رو یادم رفته نه عزیززای من سرم یکم شلوغه. الان هم سری بهتون زدم نگید بی معرفتم... [گل][گل][گل][گل]

...

فردا خواهم آمد این روزها در فال حافظ نمی یابم ات و نه درته فنجان قهوه ام … می خواهم چند کیسه نمک بردارم تمام مسیر امامزاده صالح راپیاده بروم و روسری سفیدم را بین کبوتران تقسیم کنم شاید در راه برگشت، تو! پشتِ در، دخیل بسته و منتظرم باشی… اینروزها دست هایم بی جان تر از آنند که برای آمدنت دعا کنند حالا نوبت توست دعا کن! کفش هایم جفت شود… قول می دهم قبل از اینکه سپیده به پنجره ی مسدودِ اتاقت سر بزند، من در خواهم زد. ---------------------------------------------------- شعر خانم رنجبران در سايت آوان گاردها

مسیحا

فردا خواهی آمد آری فردایی که گنجشکان هراسان روی سنگ سینه ام دانه میخورند آه من همیشه گی در امروزهای نبودنت دفن شدم .... به لیلای خیالهایم

لی لا

سلام لیلا جان من هم نام شما و عاشق اشعار شما هستم. خواستم مراتب ارادت خودمو خدمتتون اعلام کنم.