واژه های رمیده ام دریا را بهم می ریزد...

...
پر از زخم کبوتر


 وعطر سوسن ام


و این حرف های سوخته ،


نشئه ام نمی کند...


جذبه ی نا تمام صدایت را

بر بی خوابی شعر هایم بریز!

دوفنجان خاطرات باران نوش را


بر ثانیه های رمیده ام بپاش.


بی" تــــــــــــــــــــــــو"!


من و دریــــــــــــــــــــــا آرام نخواهیم شد...


/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باقري

جذبه ناتمام صدا بي خوابي شعرها خاطرات باران نوش ثانيه هاي رميده و اين دريا را حرفهاي سوخته ، خوب مي سوزاند نشئه ي دريا ناآرامي اوست. ------------------- درود خانم رنجبران گرامي امروز زخمي ترين عطر را خواندم

رضای...تنها

سلام بر شاعر و برنای جوان: شراب خواستم… گفت : ” ممنوع است ” آغوش خواستم… گفت : ” ممنوع است ” بوسه خواستم… گفت : ” ممنوع است ” نگاه خواستم… گفت: “ ممنوع است ” نفس خواستم… گفت : ” ممنوع است “ … حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ، با یک بطری پر از گلاب ، آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و … چه ناسزاوار عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ، نگاه می کند و در حسرت نفس های از دست رفته ، به آرامی اشک می ریزد … تمام تمنای من اما سر برآوردن از این گور است تا بگویم هنوز بیدارم… سر از این عشق بر نمی دارم …

حسین صداقتی

سلام خانم رنجبران عزیز شعری که با "کبوتر" و "سوسن" و "دریا" ضیافت بگیرد مگر می شود شاعر و مخاطبش را به جذبه های نو پرتاب نکند؟! لذت بردم ناب بمانید [گل]

سامره حمیدیان

درود لیلا جان . خیلی خوشحالم که باز هم در دنیای مجازی میبینمت . شعرت مثل همیشه بسیار با احساس و زیبا بود . ممنون از حضور همیشه مهربانت [گل][قلب]

فرزین کشاورز

سلام شاعر آبی دریا و سوسن و کبوتر

مثل من

زیبا ودلنشین . سلام ،با احترام شما را به خوانش یک دلنوشته دعوت می کنم. ارادتمند بخشی[گل]

مسیحا

سلام لیلای خیالهای شبانه ام وقتی کسی ز عشق خودش یاد میکند یک عالمه غصه توی دلم باد میکند